یاد یار سروده ای از مدیر وبلاک(مولودی)
یاد یار
بی عشق تو در محفل ما، شور و شری نیست
خاموش و غمین است، دگر رهگذری نیست
با یاد رخت ، ولوله در انجمن ماست
بی لطف تو این هیأت ما را ، اثری نیست
بی مهر تو ،این سینه ما ، سوز ندارد
با نور تو ، محتاج به شمس و قمری نیست
ما در پی دولت ، بشکستیم هزاران
بشکسته دل، از دولت دایم ،خبری نیست
ما از پی زر ، کوه بکندیم همه عمر
با کشتی زر ، ساحل امنم ، اثری نیست
کردیم هزاران گنه و ، توبه شکستیم
بخشش ز تو داریم ، رحیم دگری نیست
یک عمر دویدیم و، به مقصد نرسیدیم
خود راهنما باش ، دگر راهبری نیست
خواهیم سلامت ز تو با ، ذکر و نیایش
ای شافی مطلق، که طبیب دگری نیست
ای شاه جهان، ما به تو محتاج و گداییم
چون تا تو نخواهی که، ز نعمت اثری نیست
با این همه نعمت، که دگر بسته دری نیست
لطفی کن و در خانه ما یک نظر انداز
با ذکر و ثنای تو ، ز شیطان اثری نیست
تو ساحل امن، همه طوفان زده هایی
جز وصل رخت، راحت ما را خبری نیست