گل صداقت (پائولو کوئليو)
گل صداقت
سالها پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم يه ازدواج گرفت
با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان
منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند .
روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت :
به هر يک از شما دانه اي مي دهم ،
کسي که بتواند در عرض 6 ماه زيباترين گل را براي من بياورد ،
ملکه آينده چين مي شود .
دختر پيرزن خدمتکار هم دانه ا ي گرفت و در گلداني کاشت .و با خود گفت"
مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند ،
اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم .
سه ماه گذشت و گل سبز نشد ،
دختر با باغبانان هاي بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را أموخت
اما بي نتيجه بود ، گلي نروييد
روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند
و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف
در گلدان هاي خود داشتند .
لحظه موعود فرا رسيد شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد
و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود .
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که
در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است .
شاهزاده توضيح داد :
اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که
او را سزاوار همسري شاهزاده امپراتور مي کند :
همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند ،
امکان نداشت گلي از آنها سبز شود .بجز گل صداقت
پائولو
کوئليو