گل صداقت


  سالها پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم يه ازدواج گرفت

  با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان

  منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند .

  روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت :

  به هر يک از شما دانه اي مي دهم ،

  کسي که بتواند در عرض 6 ماه زيباترين گل را براي من بياورد ،

  ملکه آينده چين مي شود .

  دختر پيرزن خدمتکار هم دانه ا ي گرفت و در گلداني کاشت .و با خود گفت"

  مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند ،

  اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم .

  سه ماه گذشت و گل سبز نشد ،

  دختر با باغبانان هاي بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را أموخت

  اما بي نتيجه بود ، گلي نروييد

  روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند

  و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف

  در گلدان هاي خود داشتند .

  لحظه موعود فرا رسيد شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد

  و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود .

  همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که

  در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است .

  شاهزاده توضيح داد :

  اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که

   او را سزاوار همسري شاهزاده امپراتور مي کند :

  همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند ،

  امکان نداشت گلي از آنها سبز شود .بجز گل صداقت

 


                                                                                                پائولو کوئليو